خودسازی یعنی رشد هماهنگ
" آزادی " ، " عشق " ، " برابری " در خویش ،
یعنی در همانحال که خویش را مزدکی احساس می کنیم ،
در درون خویش عظمت بودائی را برپا سازیم
و در همانحال آزادی انسان را تا آنجا حرمت نهیم
که مخالف و حتی دشمن فکری خویش را به خاطر تقدس آزادی ، تحمل کنیم ،
و تنها به خاطر اینکه می توانیم ،
او را از آزادی تجلی اندیشه خویش و انتخاب خویش با زور باز نداریم
و به نام مقدس ترین اصول ، مقدس ترین اصل را ،
که آزادی رشد انسان از طریق تنوع اندیشه ها
و تنوع انتخابها و آزادی خلق و ازادی تفکر و تحقیق انتخاب است
با روشهای پلیسی و فاشیستی پایمال نکنیم ،
زیرا هنگامیکه دیکتاتوری غالب است ،
احتمال اینکه عدالتی در جریان باشد باوری فریبنده و خطرناک است
و هنگامیکه " سرمایه داری " حاکم است
ایمان به دموکراسی و آزادی انسان یک ساده لوحی است .
و اگر به تکامل نوعی انسان اعتقاد داریم
کمترین خدشه به آزادی فکری آدمی و کمترین بی تابی
در برابر تحمل تنوع اندیشه ها و ابتکارها یک فاجعه است .
در همانحال که خود را مزدکی بار می آوریم باید بودائی بیندیشیم
و در همان حال که به نیروانای بودایی که جوهر آدمی را
با اطمینان نفسانی و درونی میرساند می اندیشیم
باید از حرمت ابتکار و انتخاب و ایمان و اندیشه ی دیگران باز نایستیم .
{{برگرفته از كتاب "خودسازي انقلابي" اثر معلم شهيد"دكتر علي شريعتي"}}